تبلیغات
تخیلات یک نیمه مهندس
 
تخیلات یک نیمه مهندس
مخلوطی از مطالب مربوط به فیزیک، سینما، موسیقی، و هر چیز بی ربط و با ربط دیگه!!
درباره وبلاگ


یک عدد نیمه مهندس و نیمه گیتاریست می‌باشم، فعلا بیکار،
هرآنچه به زوایای تاریک و روشن مخیله بنده اعم از ادبیات، سینما، ریاضیات، موسیقی، و هر چیز با ربط و بی ربطی به اینا خطور کنه تو وبلاگ میزارم!
طرفدار:
شرلوک، برکینگ بد، لاست، فرینج، موسیقی بیکلام اعم از راک و کلاسیک، منقول و غیر منقول! دیگه، کتاب کلا (البته نه هر کتابی!) و البته چیزبرگر (ترجیحا با پنیر گودا) و کلا هر شیء منقول و غیرمنقول دیگه‌ای که توش پنیر داشته باشه! (هیچ ربطی هم نداشت!!)

مدیر وبلاگ : Jack Shephard
آرشیو وبلاگ
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
1-این وبلاگ موضوع خاصی نداره و همه چی توش قر و قاطیه! (تاریخ، جغرافیا، ادبیات سینما، فیزیک، گیاه‌شناسی، جانورشناسی، و حتی پیتزاشناسی و چیزبرگرشناسی، موسیقی و هرچیزی شناسی که فکرشو بکنید اعم از منقول و غیر منقول!)
2-هرگونه نظر، انتقاد، پیشنهاد، زدن من با بیل، کلنگ، رد شدن از رو من با فرغون، پرتاب لنگه کفش یا آجرپاره بدون توهین و فحش و بد و بیراه و تمامی مصادیق بی‌احترامی پذیرفته می‌شود!
3-عمل ستون فقرات پذیرفته می‌شود! (ناسلامتی تومور بنجامین لینوس رو من درآوردما!)
4-شاد باشید که این دنیا محل گذره!




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
جمعه 21 دی 1397
Jack Shephard
سلام بر همه دوستان و عزیزان
نمی‌خوام فاز روشنفکری بردارم و بگم ما چقدر بدیم و فلانیم و اینا. 
چرا و از چه زمانی ما عادت کردیم روی بعضی چیزا اسم "شوخی" بزاریم و به عنوان گرز ازش استفاده کنیم و وقتی اعتراضی می‌کنه یا ناراحت می‌شه اسم "بی جنبه" بزاریم روش؟ شوخی ما هرچقدر از نظر خودمون کم اهمیت باشه و چیزی نباشه که ما به خاطرش ناراحت بشیم چرا این حق رو به خودمون می‌دیم که با همه همونطور شوخی بکنیم و اعتراضی هم اگر شد با یه "بی جنبه" و "مغرور" و "ازخود راضی" و "از دماغ فیل افتاده" و "عصا قورت داده" و اینا رو زخمش نمک بپاشیم؟ تازه این هم باز دید خوب داستانه! قضیه وقتی بدتر می‌شه که وقتی می‌دونیم طرف ناراحت می‌شه بدتر همون شوخی رو باهاش می‌کنیم و غش غش می‌خندیم و افتخار هم می‌کنیم که با سوژه کردن یه نفر و دست گذاشتن رو نقطه ضعفش دستش انداختیم و ناراحتش کردیم.
یعنی درک کردن این که یه نفر از یه شوخی خاص خوشش نمیاد انقدر سخته؟ یا قبول کردن اینکه با هر کسی هر طور دلمون می‌خواد شوخی نکنیم؟ به خدا من اگر خوشم نمیاد در مورد یه موضوع خاص با من شوخی بکنن نه بی جنبه‌ام نه مغرور نه از خود راضی! فقط برای شوخی یه چیزی به نام "حد و مرز" قائلم و خودم هم سعی می‌کنم حد و مرزش رو رعایت کنم! وگرنه فقط یه آدم احمق از شوخی کردن خوشش نمیاد. شوخی وقتی از یه حد و مرزی بگذره اسمش می‌شه "توهین" یا "روی نقطه ضعف کسی دست گذاشتن" و مفهومش کاملا با شوخی کردن فرق میکنه. از قدیم هم گفتن با هم بخندیم نه به هم.
یخورده هم یاد بگیریم اگر مشکلی با کسی داریم به خودش بگیم. نه اینکه پشت سرش حرف بزنیم. طرف تو رشته حقوق سالها زحمت می‌کشه و درس می‌خونه و کار می‌کنه تا بشینه پشت میز قضاوت و نه با یک جلسه بلکه چندین سال طول می‌کشه تا بالاخره ثابت بشه کی چیکاره‌ست. اونوقت کی به ما اجازه داده در مورد کسی که نه از نزدیک دیدیمش نه درست می‌شناسیمش حکم صادر کنیم و هرچی دلمون می‌خواد پشت سرش بگیم و فکر هم بکنیم که حرفمون درسته؟ یه درصد احتمال بدیم قضاوتمون غلطه! فقط یه درصد!!
البته بعضیام که از اینور بوم افتادن و توهین و فحش و بد و بیراه براشون نقل ونباته. که البته بازم به خاطر قضاوت‌های نادرستشون هرچی از دهنشون درمیاد می‌گن و .....
هیچی آقا ولش کنید ادامه بدم اعصابم خورد می‌شه! فقط مثل آدم به همدیگه احترام بزاریم و اسم دست روی نقظه ضعف کسی گذاشتن و توهین رو شوخی نزاریم و تو کله مون فرو بره که هرکسی از شوخی‌های خاصی خوشش نمیاد اسمش مغرور و از دماغ فیل افتاده نیست! فقط از یه سری شوخی‌ها خوشش نمیاد! همین!
به قول جک شپارد اگر یاد نگیریم با همدیگه زندگی کنیم، در تنهایی می‌میریم! همین و بس! که البته با رفتارهای بعضی از اساتید اخلاق و الگوی جامعه آدم ترجیح می‌ده تنهایی بمیره تا با اینا زندگی کنه!




نوع مطلب :
برچسب ها : اخلاق، شوخی، غرور، توهین، رفتار، فضای مجازی، جنبه،
لینک های مرتبط :

       نظرات
جمعه 21 دی 1397
Jack Shephard

هشدار: خطر شدید اسپویل

خوب، اولش که این سریال رو شروع کردم فکر نمی‌کردم انقدر درگیرش بشم! حتی با وجود امتحانات بی وجدان دانشگاه که مانع سریال دیدنم می‌شه(!) جلوشون کم نیاوردم و همچنان سریال رو دنبال می‌کنم.
اما خوب این سریال چیزی بیشتر از مبارزه یه عده آدم برای بقا در یک جزیره مجهول‌الفاز که هیچ بنی بشری نمی‌تونه پیداش کنه رو نشون می‌ده، به نظر من عنوان سریال فقط به گم شدن این آدمها تو جزیره اشاره نداره، بلکه همونطور که توی فلاش‌بک‌ها می‌بینیم، این آدمها تو زندگیشون هم گم شده بودن! این فلاش بک‌ها فقط دلیل این رو نشون نمی‌دن که این آدمها اصلا چرا با پرواز شماره 815 داشتن می‌رفتن لس‌آنجلس، بلکه نشون می‌دن که این افراد چه آدمهایی بودن. و صد البته همونطور که تو سریال می‌بینیم، یا به خاطر جزیره یا به خاطر شرایطی که توش بودن تصمیم به تغییر می‌گیرن.
مثلا جیمز فورد که کل زندگیش دنبال انتقام بود و آخرش هم یه آدم اشتباهی رو تو سیدنی کشت، تو جزیره عاشق شد. حالا یا به خاطر این عشق تغییر کرد یا شاید هم به خاطر جزیره، شاید هم به خاطر اینکه انتقامش رو تو جزیره گرفت و باری از روی دوشش برداشته شد. اما از اون آدم خشن و تندخویی که "می‌خواست" همه ازش متنفر بشن، حاضر شد از هلیکوپتر بپره پایین تا بقیه نجات پیدا کنن. 
جک هم با اینکه پزشک بود و همه چیز رو با دید علم و تجربه بررسی می‌کرد و سعی می‌کرد خرافاتی نباشه، با مرگ جان لاک باور کرد که این جزیره خاصه! و بعد از اینکه به جزیره برگشت دیگه سعی نمی‌کرد چیزی رو "درست" کنه! به گفته پدرش، کریستین، اصلا در "رها کردن" چیزی خوب نبود و به عبارتی ول کنش اتصالی کرده بود مخصوصا بعد از اینکه همسرش ترکش کرد. اما بعد از اینکه بن 12 ساله در سال 1977 هدف گلوله سعید جراح قرار گرفت، سعی نکرد "درستش" کنه!!
جین سو وون که مرد خشنی بود و حاضر بود به خاطر پدرزنش دست به جنایت بزنه و با همسرش رفتار درستی نداشت، تو جزیره تازه متوجه شد همسرش چقدر براش مهمه و تصمیم گرفت رفتارش رو تغییر بده و همسر خوبی برای سان باشه.
جان لاک که زندگی خودش رو بی‌حاصل می‌دید، به دست آوردن دوباره توانایی راه رفتن (در اثر سقوط یا معجزات جزیره!)گشتن به دنبال رازهای جزیره باعث شد احساس پوچی تو زندگیش نکنه! 
کیت، که کل زندگیش به خاطر کشتن ناپدریش در انفجار گاز، دزدی از بانک و همچنین کشتن کسی که دوستش داشت، تحت تعقیب بود، تو جزیره داوطلبانه به همه کمک می‌کرد و دیگه دنبال فرار کردن از چیزی نبود. تو جزیره بالاخره معلوم نبود عاشق جکه یا جیمز!
چارلی که موسیقیدان خوبی بود، اما به خاطر برادرش تو راه اشتباهی افتاد و معتاد شد. تو جزیره مجبور شد اعتیاد رو ترک کنه. و درسته که بگیم شرایط مجبورش کرد. اما اون اگر می‌خواست، می‌تونست بعد از اینکه کوکائین‌های آقای اکو تو هواپیما پیدا شد، دوباره مصرف کنه. اما تمام مجسمه‌های مریم مقدس که توشون مواد جاسازی شده بود رو پرت کرد توی دریا!
و اقای اکو! که خلاف کار درجه 1 آفریقایی بود، با پیدا کردن هواپیمای خودش که قرار بود مواد جا به جا کنه و جسد برادرش، سعی کرد کشیش بشه و تو جزیره کلیسا بسازه، اما اون غول دود مانند مرموز امانش نداد!!
هدفم از این مثال‌ها اسپویل کردن داستان یا بازگویی چیزی که خودتون تو سریال دیدین و بهتر از من می‌دونین نیست! هدف از تمام این حرف‌ها اینه که بگم از اونجا که سینما و هنر از زندگی واقعی سرچشمه می‌گیره، این آدم‌ها نماد خود ما هستن و اون جزیره، نماد زندگی! و اینکه شاید ما نتونیم از این جزیره (که می‌تونه نماد گذشته ما یا شرایطی که الآن داریم، باشه) فرار کنیم! اما فقط تغییر خودمون باعث می‌شه بتونیم حال و آینده‌ای که کنترلش به دست ماست رو تغییر بدیم و بتونیم از این جزیره (می‌تونه شرایط فعلی، گذشته، ناامیدی، ترس، شک و تردید و یا هر چیز دیگه‌ای باشه!) فرار کنیم! هیچکس نگفته فرار از این جزیره آسونه اما مثل لاست اگر تغییر نکنیم، در جزیره قربانی می‌شیم! به عبارت دیگه فقط یه راه برای ترک این جزیره وجود داره! تغییر!!
  




نوع مطلب :
برچسب ها : سریال، لاست، جزیره، گمشده، زندگی، فلسفه، امید،
لینک های مرتبط :

       نظرات
یکشنبه 16 دی 1397
Jack Shephard
موادی خواهم ساخت، خواهم انداخت در بازار!
دور خواهم شد از این کارواش حقیر! 
که در آن پولی نیست که در شش‌هایم، سرطان را درمان کند!
جیبم از پول تهی
ودل از آرزوی متامفتامین!
همچنان خواهم ساخت!
نه به دلال‌ها دل خواهم بست!
نه به گوستاو، دلالانی که سر از خیابان به در می‌آرند! 
و در آن تابش تنهایی شیمیدانان
می‌فشانند فسون از سر متیل‌آمین‌هاشان!! 
(کار مشترک والتر سپهری و سهراب پینکمن!)





نوع مطلب :
برچسب ها : سریال، افسار گسیخته، برکینگ بد، والتر وایت، جسی پینکمن، برایان کرانستون، سهراب سپهری،
لینک های مرتبط :

       نظرات
یکشنبه 16 دی 1397
Jack Shephard

چنان چون بود وضع اقتصادی خراب / کند قوانین زیست را نقش دریای آب
چنان که سوسک هم اندر زمان / به سبک طبیعی کند زایمان!!





نوع مطلب :
برچسب ها : سوسک، اقتصاد، زایمان، طبیعی، زیست، حشره،
لینک های مرتبط :

       نظرات
چهارشنبه 12 دی 1397
Jack Shephard

(هشدار: حاوی اسپویلر!)

پزشکی کجا نام او جک شپارد (Jack Shephard) / بُوَد مقتدر، او در کارزار

جان فشانی کند در ره دوستان / همانا دهند سر از بهر وی دوستان

به ناگه کرد در جزیره سقوط / بشد سر و صورت او بس کبود

از برای نجات کِلِر (Claire) او دوید / چو او را آبستن بچه دید

برایت بگویم از آن چارلی (Charlie) شیردل / که از مخدر او بِبُرّید، دل

فدا کرد جان در ره ارتباط / که آیینه (اشاره به ایستگاه Looking Glass) باشد بر آنها یک نجات

وزان جان لاک (John Locke)، فیلسوف روزگار / که جزیره بکرد او را پایدار

بُوَد مرد ایمان، کاشف و پرتلاش / گرچه باشد بر سرش، یک کلاش

و آن جیمز فورد(James Ford)، کلاهبردارِ رو اعصابِ پرخاشگر / که شد در جزیره مهربان چون پدر

همانا گرفت از سویر (Sawyer) انتقام / وزین انتقام بشد چو دریای رام

بگویم از آن مایکل (Michael) پست گور به گور / بود خائن و قاتل و بی شعور

زند او نیرنگ چو خواهد پسر / رَوَد به سلامت از جزیره به در

و زان بن لینوس(Ben Linus)، قاتل چیره دست / بی رحم و موذی و به شدت نچسب

ندانم دکتر شپارد از چه روی / درآورد تومور از نخاع اوی

و آن کیت آستین (Kate Austen)، شیرزن حیله‌گر / تحت تعقب بود او، در ره کشتن ناپدر

و آن مارشال در جزیره بمرد / تفنگ‌های وی را جک شپارد، پر کرد و برد

و آن جین سا وون(Jin Soo Kwon)، نفهم زبان و نو اعصاب / کتک خوردن وی را سان(Sun) نیاورد تاب

زبان باز کرد چون بلبل / دیگرانش از تعجب بکردند قل‌قل!

و هوگو(Hugo)، آن که در لاتاری برد میلیون‌ها دلار / سیاه شد سپید بخت او با اعداد، زار

و دزموند(Desmond) که در خواب، آینده دید / مرگ چارلی را هم او از پیش بدید

همانا نمود او جلوگیری از مرگ وی / خواست که شود پیش مرگ وی

ولی چارلی او را بکرد نقش در قایقش / خود برفت از پی آنچه بود قسمتش

و آن ژولیت برک (Juliet Burke) نیم دکتر که بود با دشمنان / بپیوست به جک و کیت و هارلی و دیگران!

نمیرم از این پس که من زنده‌ام / که تخم لاست را پراکنده‌ام!






نوع مطلب :
برچسب ها : سریال، لاست، گمشده، جزیره، شعر، فردوسی، شاهنامه،
لینک های مرتبط :

       نظرات
دوشنبه 10 دی 1397
Jack Shephard
به سبک بتمن (از پینترست)!!

و اینم به سبک والت دیزنی!! 






نوع مطلب :
برچسب ها : سریال، افسار گسیخته، برکینگ بد، والتر وایت، جسی پینکمن، برایان کرانستون،
لینک های مرتبط :

       نظرات
دوشنبه 10 دی 1397
Jack Shephard

آخرین آلبوم نوازنده و آهنگساز بزرگ راک از جو ستریانی رو بهتون معرفی می‌کنم:

1-Energy

خوب اگر سر صبح می‌خواید برید سرکار، مدرسه، دانشگاه و .... و کلی خواب آلود هستید این آهنگ قشنگ می‌تونه با بالا و پایین‌ها و ریتم و سرعتش قشنگ بیدارتون بکنه! برای ورزش، رانندگی، دوچرخه سواری و همچنین وقتی عجله دارید به شدت توصیه می‌شه! معنای واقعی E=mc^2 رو حتی خود شخص شخیص انیشتین هم بدون این آهنگ نمی‌تونست درک کنه!!

2-Catbot
این آهنگ یه فضایی داره که باعث می‌شه یک دنیای پسامدرن و علمی تخیلی تو ذهنتون بیاد که در اون ربات و کامپیوترها کل کارهاتون رو انجام می‌دن و سفینه‌ها و ماشین‌های پرنده درست مثل فیلم‌های علمی تخیلی این طرف و اون طرف می‌رن!! اگر جنگ ستارگان دیده باشید با گوش دادن به این آهنگ دقیقا همون فضا تو ذهنتون میاد.
3- Thunder High On The Mountain
این آهنگ به شدت به درد زمستون برفی و لایی کشیدن تو اتوبان می‌خوره!! (البته مواظب دوربین‌ها باشید!) اما غیر از اون منظره یه کوهستان برفی و اسکی و توچال و این حرفا میاد تو ذهنتون! مواظب باشید تو اوج آهنگ از پیست اسکی سقوط نکنید!!
4-Cherry Blossoms
از اون راک‌های عاشقانه که شما رو یاد عشق 20 سال پیش داشته یا نداشته‌تون می‌ندازه!! فضای کاملا رویایی و رمانتیک برخلاف قبلی‌ها داره! البته وسطاش سرعت آهنگ اوج می‌گیره و برای اونایی که عادت ندارن وسط رمانتیک یهو وارد یه فضای هارد راک و شبه متال بشن می‌تونه آزار دهنده باشه! مواظب باشید یه وقت موقع گوش دادن این آهنگ تو کافه به گارسون با حسرت نگید "همون همیشگی"!!
5-Righteous
یه جاده سرسبز، از این ماشین روبازها (شاید هم با سانروف) و یه خانواده خوشحال! چیزهاییه که برای گوش دادن به این آهنگ لازم دارید! البته تصور کردن یه شخص موفقی که سر صبح خندان و خوشحال از خواب پامیشه هم می‌تونه فضای خوبی برای تصور کردن با این آهنگ باشه. در هرصورت تم شاد و متوسطی داره و برای اونایی که به راک خشن و تند عادت ندارن می‌تونه شروع مناسبی برای گوش دادن به راک باشه.
6-Smooth Soul
اسلو راکی که برای برگشت از سرکار و یا مدرسه و دانشگاه و ... یا رانندگی مطمئن و آروم در شب و یا حتی صرفا برای قدم زدن تنها و پرسه زدن اطراف شهر به درد می‌خوره. البته شاید چندان آرامبخش نباشه اما بازهم برای کسانی که به راک عادت ندارن می‌تونه انتخاب خوبی باشه و ریتم نسبتا آرومش باعث می‌شه حتی کسانی که طرفدار راک هم نیستن از این آهنگ بدشون نیاد...
7-Headrush
راستش خودم یاد این سیاهپوست‌های توی این فیلم‌ها می‌افتم که همش دنبال شر و دردسر درست کردن هستن!! کلا اوایلش هرکسی رو یاد آدم کله شقی می‌ندازه که منطق سرش نمی‌شه و هرکاری دلش بخواد می‌کنه بدون اینکه به عواقبش توجه کنه!! اگر تاحالا راک گوش ندادید توصیه نمی‌کنم چون وسطاش می‌تونه برای کسی که عادت نداره اعصاب خردکن باشه.
8-Looper
مناسب برای رانندگی و قدم زدن و نه خیلی تنده و نه خیلی آروم. برای من یادآور یه زندگی روزمره معمولیه که هر روز تکرار می‌شه. مجددا برای کسانی که به راک عادت ندارن توصیه نمی‌شه.
9-What Happens Next
یکی از بهترین آهنگ‌های جو ستریانی و این آلبوم و کل تاریخ راک و یا حتی بشریت! ریتم مرموزی داره که شما رو یاد فیلم‌های جنایی (مثل برکینگ بد) می‌ندازه. البته شاید هم آدم مرموزی که داره سیگار می‌کشه و به آینده‌ش فکر می‌کنه هم فصای قابل تصور دیگه‌ای برای این آهنگ باشه اما چیزی که مهمه مرموز بودن این آهنگ هیچوقت از ذهن کسی که بهش گوش می‌ده پاک نخواهد شد! (مواظب باشید سیگاری نشید!D:) البته وسطاش هم می‌تونه آدم رو یاد پوارو یا شرلوک هولمز بندازه که بعد از حل پرونده دارن چای یا قهوه می‌خورن و سیگار برگ دود می‌کنن!!
10-Super Funky Badass
اینم آهنگی هست که بازهم برای رانندگی و دوچرخه سواری به درد می‌خوره! فضای قابل تصورش به عهده خودتون چون خودم یاد چیز خاصی نمی‌افتم!!
11-Invisible
خوب این یکی همونطور که از اسمش مشخصه دقیقا آدم رو یاد رندال باگز کارخانه هیولاها یا آدمی با قابلیت نامرئی شدن می‌ندازه که مخفیانه به افراد کمک می‌کنه یا گاهی هم سر به سر آدم بدها می‌زاره و تنبیهشون می‌کنه!!
12-Forever & Ever
آهنگی با ریتم آروم و شاید هم به درد پرسه زدن‌های دونفره در خارج از شهر تو ماشین بخوره. تم عاشقانه هم در این آهنگ هست اما نه به اندازه چهارمی.
شماهم اگر نظری درباره این آلبوم دارید بگید.





نوع مطلب :
برچسب ها : راک، جو ستریانی، موسیقی، آلبوم، گیتار، گیتار الکتریک،
لینک های مرتبط :

       نظرات
یکشنبه 9 دی 1397
Jack Shephard